الملا فتح الله الكاشاني
293
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كه ما مىبينيم هاجر گفت من زن ابراهيم خليل الرحمن ام و اين پسر او است و تمامى قصهء خود باز گفت دانستند كه اين از كرامت حق سبحانه است بر ايشان پس از هاجر طلب آب كردند هاجر هر يك را شربتى آب داد چون باز خوردند آبى شيرين و خوشمزه بود گفتند اين آب ملك كيست هاجر گفت ملك من و پسرم اسماعيل پس بر كوه برآمدند و نگاه كردند زمينى بسيار ديدند كه مانند مورد سبز است و مملو از درختان سبز گفتند با شما در آب و گياه و درختان شريكى هست هاجر گفت نه اصل اين آب ملك ماست و هيچ كس را در آن دخلى نيست پس ايشان برفتند و قوم خود را خبر دادند و ايشان صاحب شتر و گاو و گوسفند بودند شادمان شدند و برخاستند و روى بدانموضع نهادند و در حوالى آن فرود آمدند و كسى را نزد هاجر فرستادند كه تو اينجا تنهايى و انيسى ندارى و كسى نيست كه تو را و فرزند ترا مددى كند ما را از اين آب و گياه نصيبى تعيين كن تا اينجا در جوار تو متوطن شويم و در خدمت تو و فرزند تو به واجبى اقدام نمائيم هاجر گفت اين موقوف برخصت ابراهيم است و در روز سيم ابراهيم ع به زيارت آنها آمد هاجر از ابراهيم اذن طلبيد و ايشان آن جا فرود آمدند و خيمه زدند و بفراغت معيشت ميگذراندند و در خدمتكارى هاجر و اسماعيل دقيقهء فرو نمىگذاشتند تا اسماعيل بزرگ شد و ايشان اصحاب صيد بودند وى را صيد وحش بياموختند و مردمان از اين خبر يافته از اطراف و جوانب روى بدانجا نهادند و هر جنس متاع و ميوه و انواع نعم بدانجا كشيدند و در نوبت دوم كه ابراهيم ع به زيارت ايشان آمد از كثرت مردمان در آن بسيار مسرور شد و هر يك از جر هميان هر روز يك گوسفند به هاجر و دو گوسفند باسماعيل مىبخشيدند و به آن معيشت مىگذرانيدند و فضايل زمين مكه در نهاية قصوى است و در خبر است كه در بداية خلق اول بقعهء از زمين كه خدا آفريد مكه بود و بعد از آن زمين را از زير آن منبسط ساخت از اين جهت آن را ام القرى مىگويند يعنى اصل همهء زمين و در روايت آمده كه چون خانهء خداى را خراب كردند و باساس ابراهيم ع رسيدند لوحى يافتند بر آنجا نقش كرده كه انا اللَّه ذو بكة منم خدايى كه خداوند مكهام حرام كردم آن را از آن روز كه آسمان و زمين را آفريدم و آفتاب و ماه خلق كردم و چون اين دو كوه آنجا آفريدم هفت فرشته را موكل كردم بر آن و اينخانه زايل نشود تا كوه ها زايل نگردند و بركت كردم اهل آن را در آب و شير و نيز در روايت ثابت شده كه چون آدم به زمين آمد از شيطان ايمن نبود استعاذه نمود به خدا از شر او حق تعالى جمعى فرشتگان را فرستاد تا از چهار جانب بگرد مكه درآمدند و حقتعالى آن مقدار كه فرشتگان ايستاده بودند حرم گردانيد و حد حرم بنزد اهل البيت ع چهار فرسخ در چهار فرسخ است و از جملهء فضايل مكه و كعبه آنست كه پيغمبر چون خواست كه بمدينه هجرت كند بيامد و طواف خانه كرده استلام حجر فرمود و چون بميان مسجد الحرام رسيد به خانه